الملا فتح الله الكاشاني

346

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

اماره كافر نعمتتر نيست و نزديكترين دشمن به تو او است كه اعد عدوك نفسك التي بين جنيبك پس بقتال او كه جهاد اكبر عبارت از آنست اشتغال نمودن اولى و انسب مينمايد و ببايد دانست كه منشا رفتن حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله بتبوك آن بود كه در سنهء تسع خبر بمدينه رسيد كه لشگر روم بشام آمده‌اند و متوجه مدينه‌اند و مقدمهء لشگر بلقا رسيده و هرقل در حمص است و آن حضرت با سيهزار مرد متوجه شام شده و چون بتبوك رسيد كه چهارده مرحله است تا مدت دو ماه توقف فرمود ظاهر شد كه آن خبر دروغ بوده بازگشت فرمود و در اينغزا على مرتضى عليه السّلام را در مدينه خليفهء خود گردانيد و بعد از آن حقتعالى در باب اهل نفاق ميفرمايد كه * ( وَإِذا ما أُنْزِلَتْ سُورَةٌ ) * و چون فرو فرستاده شود سورهء يا پارهء از قرآن چنان كه گذشت * ( فَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ) * پس از منافقان كسى هست كه گويد با منافقى ديگر از روى انكار و استهزاء ابا ضعفاى مؤمنان گويد * ( أَيُّكُمْ زادَتْه ) * كيست از شما آنكه بيفزود او را * ( هذِه ) * اين سوره * ( إِيماناً ) * گرويدن يعنى كدام است آن كس كه اين سوره او را يقين و ثبات در دين بيفزايد حقتعالى در جواب او فرمايد كه * ( فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا ) * پس اما آنان كه گرويده‌اند * ( فَزادَتْهُمْ إِيماناً ) * پس زياده ميگرداند اينسوره ايمان را بزيادتى علمى كه حاصل مىشود از تدبر در اينسوره و انضمام ايمان به آن * ( وَهُمْ يَسْتَبْشِرُونَ ) * و ايشان شاد ميشوند بنزول آنكه سبب زيادتى كمال و واسطه ارتفاع حال ايشانست * ( وَأَمَّا الَّذِينَ ) * و اما آنان كه * ( فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ) * در دلهاى ايشان بيمارى شك و نفاق و حقد و حسد و بغض اسلام است * ( فَزادَتْهُمْ ) * پس زياده مىكند آن سوره ايشان را * ( رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ ) * كفرى مضموم بكفر ايشان يعنى در سوره هاى ديگر شك داشتند پس شك ايشان در اينسوره با آن شك انضمام يافت و موجب زيادتى كفر ايشان شد * ( وَماتُوا ) * و مردند يعنى استحكام يافت اين صفت در ايشان تا وقتى كه مردند * ( وَهُمْ كافِرُونَ ) * در حالتى كه ايشان كافر بودند بدانكه خلافست در آنكه ايمان قابل زياده و نقصان هست يا نه سلف بر اولند و از جملهء دلايل ايشان قول حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله در حق امير المؤمنين عليه السّلام كه لو وزن ايمان على بايمان اهل الارض لرجح ايمان على عليه السلم و از امير المؤمنين عليه السّلام نيز مرويست كه الايمان يبدء نقطة بيضاة فى القلب فكلما ازداد الايمان عظما ازداد لك البياض حلى بيض القلب كله و ان النفاق يبدء نقطه سوداء فكلما ازداد النفاق از داد ذلك السواد حتى يسود القلب كله و حق آنست كه ايمان متصف بنقض نيست زيرا كه آن